تولد 2 سالگی رادوین و 25 سالگی مامان رادوین
سلاااااااااااااااااااااام دوستای عزیزم و رادوین گلم .
تولد من و رادوین هم به خوبی برگزار شد . با همه سختی و و دست تنهایی خیلی خوش گذشت . البته فهیمه و جون و مامانم ونگین و گلنوش اون روز تولد خیلی بهم کمک کردن . ملینا جون و متین و مهسا هم در پخت و پز کمک حالم بودن دستشون درد نکنه . فقط جابجایی وسایل پذیرایی برام خیلی مشکل بود چون احسان جون نبود و من خودم تنهایی وسایلهای پذیرایی رو جمع کردم گذاشتم تو اتاق خواب . 


اینم از بیسکویتهایی که از تهران سفارش داده بودم خیلی عالی بود .



میز پذیرایی برای میوه و ...



اراد جون بغل باباش و رادوین جون بغل دایی مامانش


احسان در حال پیانو زدن




اصلا نتونستم درست حسابی از میز شام عکس بگیرم تا دوربین رو اوردم دیدم نصف غذا ها تموم شده 

اینم از کیک رادوین جون .
با وجود اینکه من ظهر رادوین رو خوابوندم و لی نمیدونم چرا ساعت 10:20 شدیدا خوابش گرفته بود همین که سرش و رو شونه مادر شوهری گذاشت خوابید و ما نتونستم با کیک از رادوین عکس بگیریم . خیلی حالم گرفت ولی دیگه بچه گی خسته بود و خوابید ارامش رادوین از همه چیز برام مهم تر بود . پسر نازم دوستت دارم .
. بعد از طرفی احسان به جای اینکه شمع 25 رو برام بگیره 22 رو گرفته بود. کل مجلس فقط میخندیدن . من هم زیاد سخت نگرفتم این قضیه رو به جاش خندیدیم . و ما مجبور شدیم که 22 سالگی رو فوت کنیم بعد به همه اعلام کردیم که ما 25 سالگی رو فوت کردیم 



عکس سر مجلسی
عکاسمون رو یه هفته قبل بردیم تو طبیعت . چون دیگه از عکسهای اتلیه ایی خسته شدم همش یه ژست رو میدن و از رادوین کلی عکس تو طبیعت گرفتیم و کل فایلش رو گرفتم بعدا میزارم .

سینی مزه

کادوی توماس 
پشت صحنه تولد

شب قبل


حدود 40 تامهمون داشتم . و به همه خوش گذشت بود تا 4 صبح طول کشید .
بعد از تولد کل خونه کثیف شده بود همه سرامیکه شده بودن سیاه . اصلا دوست نداشتم کسی بیاد کمک چون مثل خودم تمیز نمیکردن و پولی بیهوده میگرفتن . خودم با احسان همه پذیرایی رو شستیم . و متین و مهسا و ملینا هم کمکمون کردن . و بعدش خونه از نمیزی برق میزدو من خستگیم درومد .


تولد 2 سالگی رادوین و 25 سالگی مامان رادوین 









